اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
34
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
از اسكندريه صرف نظر نمايد و هر كس از اينان را كه بخواهد بكشور روم رود آزاد گذارد و هر كس بماند دو دينار خراجگزار باشد . عمرو پيشنهاد او را پذيرفت ليكن چون خبر به هرقل پادشاه روم رسيد در خشم شد . . . پس مقوقس گفت : من خير و مصلحت روميان را خواستم و آنان مرا خيانتكار شمردند اكنون آنچه را از من پذيرفتى از ايشان مپذير . عمر در سال 17 رهسپار مكه شد و عمره رجب را بجاى آورد و مقام را وسعت داد و از خانه دور ساخت و حجر را نيز وسعت داد و مسجد الحرام را تعمير كرد و بر وسعت آن افزود و از مردمى خانه هاى ايشان را خريد و ديگران زير بار نرفتند ، پس خانه هاشان را خراب كرد و بهاى آنها را در بيت المال نهاد . از جمله خانه عباس بن عبد المطلب را خراب كرد ، پس گفت : خانهام را خراب مىكنى ؟ گفت : براى آنكه بدين وسيله مسجد الحرام را وسعت دهم . عباس گفت از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : ان الله امر داود ان يبنى له بيتا بايلياء فبناه ببيت المقدس و كان كلما ارتفع البناء سقط ، فقال داود : يا رب انك امرتنى أن أبنى لك بيتا و انى كلما به نيت سقط البناء . فاوحى الله اليه : انى لا اقبل الا الطيب و انك به نيت لى فى غصب . فنظر داود فاذا قطعة ارض لم يكن شراها فابتاعها من صاحبها بحكمه ثم بنى فتم البناء ، « خدا داود را فرمود تا براى او در ايلياء خانه اى بسازد پس آن را در بيت المقدس بنا نهاد و هر گاه بناى خانه بالا مىرفت فرومىريخت ، پس داود گفت : پروردگارا ، تو مرا فرموده اى كه برايت خانه اى بسازم و من هر چه مىسازم بنا فرومىريزد . پس خدا به دو وحى كرد كه من جز پاكيزه را نمىپذيرم و تو براى من در زمين غصبى خانه مىسازى . پس داود نگريست و دانست كه يك قطعه زمين را نخريده است ، پس آن را از مالكش بهر چه گفت خريد و سپس خانه را ساخت و بناى آن بانجام رسيد . » عمر گفت كه گواهى مىدهد كه اين سخن را از پيامبر شنيده است ؟